امتیاز دادن

محدوده فعلی تفرش جز متصرفات مادها، هخامنشیان و اشکانیان بوده از دوره ساسانیان قبور حوض گونه زرتشتیان و بعضی قلاع به یادمانده‌است و بعد از آن در زمان طاهریان و صفاریان و سامانیان و آل بویه و غزنویان نیز با وجود عدم وجود آثار، جزو متصرفات آن به شمار می‌رفته در دورهٔ ساسانیان جزئی از حصهٔ قباد بوده‌است. در دورهٔ خلافت عمر و همزمان با فتح اصفهان،کاشان و قم شهر تفرش نیز توسط “مالک بن عام اشعری” فتح و مردم آن به دین اسلام گرویدند. در کتب جغرافیایی پس از اسلام، این شهر جزء ولایت کوهستان یا جبال و یا عراق عجم آمده است. اما تا سالیان بعد، عدهٔ زرتشتیان در تفرش بسیار بوده‌اند. در دوره سلجوقیان نام تفرش به صورت طبرس رواج پیدا کرده وبرخی از بزرگان و علما خود رابه آن منسوب و مقلب نموده‌اند به طور مثال کنیه طبرسی ویژه رجال شیعه بوده و مورد اصلی آن نیز کتب امامیه است و این انتساب با این که از عدد انگشتان دست تجاوز نمی‌کند، مشخص کننده نفوذ امامیه در تفرش و رواج آن از دیرباز است. پس از رحلت حضرتمعصومه در قم و تبدیل شدن قم به یکی از مراکز مهم شیعه، تشیع به تفرش راه می‌یابد. چنان‌که حمدالله مستوفی در سدهٔ هشتم، آن را شهری شیعه‌نشین معرفی می‌کند.

در دوره خوارزمشاه تفرش دهستان در محدوده اقلیم عراق عجم (اراک) بوده‌است و در فاصله سال‌های ۷۴۰–۸۳۸ در حدود متصرفات آل جلایر محسوب می‌شده‌است. از مغولان و تیموریان هیچ اثری در تفرش دیده نمی‌شود در اوایل دورهٔ صفویه تفرش از شکارگاه‌های سلطنتی شاهان صفوی شمرده می‌شده‌است. در زمان حکومت شاه عباس اول عده‌ای از سادات تفرش به دربار صفوی راه‌یافتند.

این شاخه از سادات که به سبب در دست داشتن مهر حضرت سجاد معروف به میر مُهردار بودند، تا اواخر دورهٔ صفوی و تا زمانشاه سلطان حسین منصب مُهرداری شاهان صفوی را حفظ کردند. تفرش در روزگار صفویه بویژه پادشاهی شاه عباس بزرگ رو به آبادانی نهاده‌است ومردم تفرش با انجام خدمات برجسته در دستگاههای حکومت صفوی نفوذ نمود تفرش در ایام سلطنتافشاریان تا سال ۱۲۱۸ جزو متصرفات ایشان بوده‌است تختگاه زندیان شیراز و خاک تفرش در آن روزگار جزء متصرفات آنان بوده‌است؛ و در این زمان مکتب خانه‌های متعددی در تفرش تأسیس شده که نوجوانان در آن ه به فراگرفتن مقدمات فارسی و تعلم قرا، می‌پرداخته‌اند در دوران قاجاریه است که مردانی از تفرش در کار سیاست مملکت وارد می‌شوند و در راه خدمت به ایران حتی از بذل جان خود نیز دریغ نمی‌ورزند باز در همین دوره‌است کهبه سبب توجه پادشاهان قاجار به منطقه روحانیان و علمای مذهب عده‌ای از سادات بنی فاطمه تفرش در دستگاه حکومت رشد کرده تا جایی که به مناصب بزرگ گمارده می‌شوند و یکی از ویژگی‌های دوره قاجاریه گسترش مکتب خانه‌ها و تکثیر و فراوانی میرزاها در تفرش آشتیان و فراهان است ولی روی هم رفته جامعه تفرش در دوره قاجاریه دهقانی ولی غیر متحجر بوده‌است. در دورهٔ قاجاریه تعداد زیادی از اهالی تفرش به سبب سواد و خوش‌خطی به مشاغل دیوانی و منشی‌گری گمارده شدند.

ابن مقفع بنای آن را به «طبرش بن همدان» نسبت داده‌است.ظاهراً در دوره ساسانیان جزو حصه قباد، که آن را «خوره قباد» می‌گفتند، بوده‌است؛ چنان‌که حسن بن محمد قمی به تپه‌ای در قم مشرف بر تفرش به نام «تلّمآستر»، که یکی از سیزده تفریحگاه «مملکت قباد» بوده، اشاره کرده‌است. ظاهراً در دوره خلافت عمربن خطاب (۱۳–۲۳) هم‌زمان با فتح قم واصفهان و کاشان، تفرش نیز توسط مالک بن عام اشعری فتح و مردم آن به دین اسلام گرویدند. در زمان حجاج ابن یوسف ثقفی با توجه به تشییع اشعریون و شکنجه و قتل آنان به ایران مهاجرت و درقم سکنی گزیدند. در قرن دوم تفرش یکی ازرستاقهای قم بود.

در زمان هارون الرشید (۱۷۰–۱۹۳) سلمه بن سلمه همدانی رستاق تفرش و مزارع آن را به مهاجران عرب اشعری واگذار کرد. در قرن سوم، یعقوبی (همان‌جا) نیز تفرش را یکی از رستاقهای قم ضبط کرده‌است. پس از رحلت حضرت معصومه در ۲۰۱، قم به یکی از مراکز مهم شیعه تبدیل شد و مذهب شیعه از آنجا به ناحیه تفرش راه یافت. به نوشته راوندی (ص ۳۹۵)، تفرش و آوه (آبه) و قم و کاشان در دوران وی، قرن ششم، از مکانهای رافضیان بوده‌است. در قرن هشتم، حمداللّه مستوفی (ص ۶۸) آن را ولایتی با سیزده دیه، هوای معتدل، غله، میوه و شش هزار دینار حقوق دیوانی خوانده و اهالی تفرش را شیعه و فم و طرخوران را از روستاهای بزرگ آن ذکر کرده‌است. از این دوره دستِکم تا قرن دهم مطلب چندانی در باره تفرش دیده نشده‌است.

ظاهراً تفرش در دوره صفوی (ح ۹۰۶–۱۱۳۵) و حتی پس از آن برای شکار موقعیت مطلوبی داشته و از شکارگاههای شاه اسماعیل اول (حک:۹۰۵–۹۳۰) محسوب می‌شده‌است،بویژه در زمان حکومت شاه عباس اول (۹۹۶–۱۰۳۸)، تفرش آباد شد و بزرگان آن توانستند به دربار راه یابند.در اوایل قرن یازدهم، امین احمد رازی (ج ۲، ص ۴۹۰) تفرش را ولایتی در اقلیم چهارم، با آب و هوای معتدل و میوه‌های خوب وصف کرده و نوشته که آب آنجا از چشمه و کاریز تأمین می‌شود.وی در باره غار گاوخور نیز سخن گفته‌است.

در دوره ناصرالدین شاه قاجار (۱۲۶۴–۱۳۱۳) تفرش را ییلاق ممتاز عراق (اراک) خوانده شده و گفته شده است که خشکبار آن به خارج از کشور صادر می‌شود. وی اهالی آنجارا خوش سیما و صاحب ذوق و هنر و دانش وصف کرده‌است.اعتمادالسلطنه نیز در همین دوره، به شکارگاه خوبی در حوالی تفرش که در آن ارغالی (قوچ کوهی) و کبک بسیار بوده و نیز به قلعه‌ای در آبادی خرازان و قناتی قدیمی در طرخوران به نام خرزنویه و امامزاده‌ای به نام احمدبن موسی علیه السلام اشاره کرده‌است.