امتیاز دادن

chistan-tafresh


در روزگاران نه چندان دور که اعضای خانواده، بیشتر دور هم جمع می شدند و در کنار یکدیگر اوقات خوشی را سپری می کردند، یکی از کارهایی که انجام می دادند، طرح چیستان و معما به صورت آهنگین و شعرگونه بود. بزرگترها برای سرگرم کردن و سرذوق آوردن کوچکترها ، خصوصیات و ویژگی های چیزی را با کلامی آهنگین بیان و همدیگر را به بحث و فکر در آن مورد دعوت و تشویق می کردند.

در این بخش در نظر داریم تا چیستان های قدیمی تفرشی ها را بیان کنیم.

منتظر پاسخ های شما عزیزان در مدت زمان تعیین شده برای هر چیستان، هستیم.

اگر چیستانی از قدیم و بزرگترهای خود در خاطر دارید برای ما ارسال کنید. از همکاری و همراهی شما عزیزان سپاسگزاریم.


پیش از شروع بخش چیستان و معماهای تفرشی، تفاوت چیستان (لغز) و معما را بیان می کنیم.

 

  • لغز یا چیستان، آن است که نام چیزی‌ را پوشیده دارند، اما با ذکر اوصاف آن، از شنونده بخواهند که نام آن چیست.

در لغز یا چیستان به‌جای ذکر اسم چیزی، اوصاف آن‌را بیان می کنند و خواننده در ضمن آن اوصاف، پی به‌ مورد وصف می‌برد.

چون بیشتر در هنگام طرح آن از لفظ «چیست آن» استفاده می‌شود به ‌آن «چیستان» گویند و گاه این لفظ را به‌کار نمی‌برند.

چیست اندر دهان بی‌دندانش ••• هرچه افتاد ریز‌ریز کند
چون زدی در دو چشم او انگشت ••• در زمان هر دو گوش تیز کند

(قیچی)

 

  • لغز در اصطلاح ادبای فارسی که آن‌را چیستان (چیست آن) نیز می‌گویند در ریشه‌ی لغوی به ‌معنی سخن پوشیده، پیچیدگی، پوشیدگی و کژمژی است؛ در اصطلاح بدیع آن است که گوینده از چیزی به‌ راحت نام نبرد. اوصاف آن‌را چنان برشمرد که شنونده‌ی روشن‌طبع و صاحب‌ذوق، از شنیدن آن، پی به‌ مقصود گوینده ببرد.

عنصری شاعر قرن پنجم در لغز شمشیر چنین می‌گوید:

چیست آن آبی چو آتش و آهنی چون پرنیان ••• بی‌روان تن، پیکری پاکیزه چون بی‌تن روان
گر بجنبانیش آبست، ار بلغزانی درفش ••• ر بیندازیش تیر است ار بخمانی کمان

 

چیستان‌ها‌ را می‌توان به‌ چند رده بخش کرد:
چیستان‌های سروده شاعران
چیستان‌های عامیانه
چیستان‌هایی در قالب نثر

 

  • معما در لغت به‌معنی پوشیده است؛ و در اصطلاح آن است که نام کسی یا چیزی ‌را پوشیده بیاورند که فهم آن با تصحیف، قلب، و فکر و دقت زیاد حاصل گردد.

می‌توان گفت معما شعر کوتاهی است که شاعر در آن اسم کسی یا چیزی را پنهان کرده است و خواننده پس از تأمل بسیار می‌تواند آن نام ‌را بیابد.

گر بخواهی نام آن زیبا رخ سیمین بدن ••• رو تو قلب قلب‌را بر قلب قلب قلب زن
مقلوب کلمه‌ی قلب ‌را که بلق است چون بر مقلوب حرف وسط کلمه‌ی قلب یعنی لام که به‌حساب ابجد سی و مقلوب آن یس است بپیوندد، بلقیس می‌شود. معما‌ را در کتب سنتی جزو صنایع بدیع معنوی مطرح کرده‌اند

 

  • واگوشک که لغت محلی لغز و چیستان است، نه مانند لغز در بند قافیه و قواعد شعری است و نه مثل معما در قید تکلفات و تعقیدات غریب است؛ بلکه بهترین مضامین و شیرین‌ترین معانی در قالب الفاظ محلی، بیشتر به‌طور سؤال خواسته می‌شود.
    واگوشک‌ها اغلب بین مردم مصطلح بوده و در حقیقت یک شاخه‌ی مهم از فولکلور و ادبیات توده‌ی مردم می‌باشد.

آهو بچرا؛ بچه‌ی آهو بچرا ••• آهو بچرید و بچرانید گله‌ را
آهو چو بدید آن سوار یله ‌را ••• آهو برمید و برمانید گله ‌را

ستارگان و ماه که با رسیدن خورشید فرار می‌کنند


 

 

برگرفته از:

wikifeqh.ir

اشتراک این خبر در :