امتیاز دادن

۲۰۵۲۵۱_۱۱۷۸۶


عاقبتش مثل عاقبت یزید است.

 

کاربرد:

  • این مثل را درباره کسی می گویند که بسیار ظالم و بی رحم باشد و به این معنی است که یزید هم با آن همه ظلم، به جایی نرسید و برای همیشه، به لعنت مردم و خدا گرفتار شد.
  • در مورد فردی گفته می شود که به دلایلی در آخرکار یا عمر، بسیار بدبخت و سیه روزگار است.
  • آخرت یزید، به سبب پدید آوردن واقعه عاشورا ، با دردناک ‌ترین مجازات‌ها همراه است. این مثل به گذراندن زندگی با سختی و بدبختی نیز اشاره دارد. (دنیایش مثل آخرت یزید است.)

 

توضیح:

یزید، فرزند معاویه که پس از پدر به خلافت رسید، از علم و اخلاق و اسلام چیزی نمی دانست و مردی خوشگذران و بی بند و بار بود. مردم عراق آنقدر از او ناراضی و ناامید بودند که به امام حسین (ع) نامه نوشتند و او را برای بیعت، به عراق دعوت کردند. امام حسین (ع) ، پسر عموی خویش «مسلم بن عقیل» را به کوفه فرستاد تا با مردم بیعت کند. در آغاز، مردم کوفه با او بیعت کردند و امام حسین (ع) به سمت کوفه به راه افتادند، اما عبیدالله بن زیاد که از حاکمان یزید بود، از طرف او به کوفه رفت تا نگذارد امام حسین (ع) وارد کوفه شود. همین امر مردم را به وحشت انداخت و از یاری امام حسین (ع) منصرف شدند. عمر بن سعد به دستور یزید، امام حسین(ع) را که بیعت با یزید را نپذیرفته بود، به همراه یارانش در راه کوفه و در صحرای کربلا به شهادت رساند و زنان و کودکان ایشان را به اسارت نزد یزید به شام فرستاد.

جمعی از مردم مدینه به مخالفت با کارهای یزید پرداختند. یزید مردم مدینه را قتل عام کرد….

در آخرین سال حکومتش که سومین سال بود، به مکه حمله کرد و بدین گونه سرنوشت شوم و تاریک خود را رقم زد.

  • سید بن طاووس در لهوف درباره عاقبت و سرانجام یزید می نویسد: «یزید روزی با اصحابش به قصد شکار به صحرا رفت. به اندازه دو یا سه روز از شهر شام دور شد، ناگاه آهویی ظاهر شد… یزید به اصحابش گفت: خودم به تنهایی در صید این آهو اقدام می‌کنم کسی با من نیاید. آهو او را از این وادی به وادی دیگر می‌برد. نوکرانش هر چه در پی او گشتند اثری نیافتند. یزید در صحرا به صحرانشینی برخورد کرد که از چاه آب می‌کشید. او مقداری آب به یزید داد ولی بر او تعظیم و سلامی نکرد…

یزید گفت: اگر بدانی که من کیستم بیشتر مرا احترام می‌کنی! آن اعرابی گفت: ای برادر تو کیستی؟ گفت: من امیرالمومنین یزید پسر معاویه هستم. اعرابی گفت: سوگند به خدا، تو قاتل حسین بن علی(ع) هستی ای دشمن خدا و رسول خدا.

اعرابی خشمگین شد و شمشیر یزید را گرفت تا بر سر یزید بزند، اما شمشیر به سر اسب خورد، اسب در اثر شدت ضربه فرار کرد و یزید از پشت اسب آویزان شد. اسب سرعت می‌گرفت و یزید را بر زمین می‌کشید، آنقدر او را بر زمین کشید که او قطعه قطعه شد. سپاهیان یزید در پی او آمدند، اثری از او نیافتند، تا این که به اسب او رسیدند فقط ساق پای یزید روی رکاب آویزان بود…».

 

 

ضرب المثل های مشابه:

« عاقبتش مثل عاقبت یزید، (یا) مثل آخرت یزید شده است. »

« دنیایش مثل آخرت یزید است. »

« دنیای ما بدتر از آخرت یزید است. »


 

 

 

برگرفته از:

کتاب فوت کوزه گری: مثل های فارسی و داستان های آن، مصطفی رحماندوست

کتاب امثال و حکم، جلد ۳ ، علی اکبر دهخدا

www.kanoonparvaresh.com

www.khabaronline.ir

 

اشتراک این خبر در :