امتیاز دادن

«مَتَل یا قصه غَلاغِه» یکی از قصه های قدیمی به زبان مردم کَهَک (تفرش، استان مرکزی) است.

«مَتَل» در گویش اصیل تفرش به معنای «قصه» می باشد.

صورت‌های مختلف ادبیات عامه مانند قصه، ترانه، لالائی، ضرب المثل، ‌چیستان، مَتَل و غیره را به سبب اینکه سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است، «‌اَدَب شفاهی» می نامند.

ادبیات عامه و شفاهی، زندگی را بازگو می کند؛ چرا که زبان مردم است و پیوندی محکم و ناگسستنی با زندگی مردم دارد.

 

«مَتَل» یکی از صورت های ادبیات شفاهی می باشد و منظور از متل، داستانی است کوتاه، تخیلی، منظوم، آهنگین و بحرطویل مانند.

 

«مَتَل» در گویش اصیل تفرش به معنای «قصه» است.

از ویژگی های متل آن است که خاص کودکان می باشد و اغلب بر محور کارهایی که به یک حیوان یا یک شیئ یا یکی از پدیده‌های طبیعت نسبت داده شده است، دور می زند و حکایت از روند مشاغل و مناسبت ده نشینان و امیدها و آرزوهای آنان دارد.

گاهی مَتَل، گفت وگویی میان یک حیوان و گاهی یک شیئ با مخاطب های مختلف، همچون آدم ،‌حیوان، سنگ ،‌علف،‌ گندم و … است که زنجیره‌ وار ادامه پیدا می کند، مانند متل « گنجشکی که دمش کنده شده بود» و متل « غَلاغِه» .

در این نوع متل معمولاً «ترجیع» وجود دارد. به این معنی که پس از پایان هر بند، بند بعدی دوباره ازاول داستان شروع می شود،  و در پایان هر بند، قسمت تازه‌ای به آن افزوده می گردد. این روال همچنان تا پایان متل ادامه پیدا می کند. بطوری که آخرین بند متل،‌ همه  داستان و نتیجه آن را در خود دارد.

 

مَتَل را در بسیاری از نقاط ، از جمله در  روستای «کهک» از توابع شهرستان تفرش در استان مرکزی، با قصه فرق نمی گذارد.

 

گویش کَهَکی با گویش مردم تفرش و مردم روستاهای اطراف کهک متفاوت است. مردم کهک به گویشی صحبت می کنند، که متناسب با دو کلمه « بور- Bura » به معنی بیا ،‌و « بشو- basowe » به معنی برو، که در آن وجود دارد، آن را زبان «بوربشه – burbasa » نامیده‌اند.

 

مَتل یا قصه غَلاغِه یکی از قصه های قدیمی به زبان مردم کَهَک (تفرش، استان مرکزی) است. در این مطلب، متل غلاغه از زبان شیرین کهکی به فارسی برگردانده شده است.

در این متل تصویر روشنی از گروه ‌های مختلف مردم ده، مشاغل و مناسبت افراد و شیوه های تولید به چشم می آید. مانند کشاورزی ، چوپان، جولا، کولی.

چگونگی بده و بستان کولی با مردم ده، بده و بستانی که افراد قشرهای مختلف مردم ده با یکدیگر دارند.

جولا مزد کارش را تخم مرغ طلب می کند، کولی غربال را در ازای دریافت پوست می سازد، و تخم مرغ با گندم معاوضه می شود.

هیچ جا سخن از پول نیست، چرا که در این روستا و در اغلب روستاها، ‌پول در معاملات مردم نقشی نداشته است.

بطور کلی سراسر فضای این متل، فضای زندگی روستایی است. کشاورزی که گندم می کارد و صاحب خرمن است. چوپانی که علف و کوه و بز و گوسفند همه زندگیش را پر کرده‌‌اند. هر کدام دراین متل نمادی دارند؛ اولی خرمن و دومی بز؛ و چهره و نیازهای دو قشر کشاورز و چوپان ( دام دار)، به خوبی ترسیم شده است.

در این متل باران و آب، زندگی ساز و بنیان و اصل همه چیز است. ‌همه روابط، ریشه در آب و بارش باران پیدا می کند. باران با دعا به کوهستان می بارد و علف می رویاند.

و این یادآور مزارع و مراتع سرزمینی است، که زندگی در آن با باران پیوندی عمیق دارد. سرزمینی که مردمانش در طلب باران ،  دست بر آسمان به مصلی‌ها  روی می آوردند.

از سوی دیگر دراین متل همه عوامل موجود دست به دست هم داده‌اند تا «کلاغ بی گناه بال شسکسته» را در برابر سنگ ظلم « حاجی معصوم» حمایت کنند، که هم آن و هم این می توانند نمادهایی از دو قشر بالا و پایین جامعه ده باشند.

 

بطور کلی ،‌ساخت و پیوندهای همه اجزای متل، با اندک تعمقی، زندگی و مردم و روابط روستا را به ذهن می آورد، و تصویر مبهمی از نمادهای فرهنگی ،‌ اقتصادی، اجتماعی  و روی هم رفته، «ساخت اجتماعی روستا» را پیش چشم می نهد.

 

۳۹


 

قصه غَلاغِه

  • یه روزی ، کلاغی بود، رفت نشست روی دیوار حاجی معصوم.
  • گفت : «دلت بسوزه لباس نو دارم.»
  • حاجی معصوم سنگی برداشت، زد و پَر کلاغه شکست.
  • کلاغه رفت پهلوی خیاط، گفت:

« خیاط، خیاط، این پَرَمو بدوز.»

  • خیاطه گفت: « برو یه ذره نخ بیار، تا پَرِتو بدوزم.»
  • کلاغه رفت پهلوی جولا، گفت:

«‌جولا، جولا، نخ بده، نخ رو بدم به خیاط، خیاط پَرَمو بدوزه.»

  • جولا گفت: « برو یه تخم مرغ بیار، تا بهت نخ بدم.»
  • کلاغه رفت پهلوی مرغ، گفت:

« مرغ، مرغ، یه تخم بده، تخم رو بدم به جولا، جولا به من نخ بده، نخ رو بدم به خیاط، خیاط پَرَمو بدوزه.»

  • مرغ گفت: « برو گندم بیار، تا بهت تخم بدم.»
  • کلاغه رفت پهلوی خرمن، گفت:

« خرمن، خرمن، گندم بده، گندم رو بدم به مرغه،‌ مرغه به من تخم بده، تخم رو بدم به جولا، جولا به من نخ بده،‌ نخ رو بدم به خیاط،‌ خیاط پَرَمو بدوزه.»

  • خرمن گفت: « برو غَربال بیار، ‌تا بهت گندم بدم.»
  • کلاغه رفت پهلوی کولی، گفت:

کولی،‌ کولی، ‌غربال بده، غربال رو بدم به خرمن، خرمن به من گندم بده، گندم رو بدم به مرغه،‌ مرغه به من تخم بده، تخم رو بدم به جولا،‌ جولا به من نخ بده، نخ رو بدم به خیاط، خیاط پَرَمو بدوزه.»

  • کولی گفت: « برو پوست بیار، تا غَربال بدم .»
  • کلاغه رفت پهلوی بز، گفت:

« بزی، بزی،‌ به من پوست بده، ‌پوست رو بدم به کولی، کولی به من غربال بده، غربال رو بدم به خرمن، خرمن به من گندم  بده، گندم رو بدم به مرغه،‌ مرغه به من تخم بده، تخم رو بدم به جولا،‌ جولا به من نخ بده، نخ رو بدم به خیاط، خیاط پَرَمو بدوزه.»

  • بز گفت: « برو علف بیار، تا پوست بدم.»
  • کلاغه رفت سرکوه، گفت :

« کوه، کوه، علف بده، علف رو بدم به بزی، بزی به من پوست بده، پوست رو بدم به کولی، کولی به من غربال بده، غربال رو بدم به خرمن، خرمن به من گندم  بده، گندم رو بدم به مرغه،‌ مرغه به من تخم بده، تخم رو بدم به جولا،‌ جولا به من نخ بده، نخ رو بدم به خیاط، خیاط پَرَمو بدوزه.»

  • کوه گفت: « دعا کن بارون بیاد، تا علف بدم.»
  • کلاغه رفت، دعا کرد:

«‌خدا،‌ خدا، بارون بده.»

  • خدا بارون داد، بارون به کوه بارید. کوه علف درآورد، علف رو داد به بزی، ‌بزی بهش پوست داد، پوست رو داد به کولی،‌ کولی بهش غربال داد، غربال رو داد به خرمن،‌ خرمن بهش گندم داد. گندم رو داد به مرغه، مرغه بهش تخم داد. تخم رو داد به جولا،‌ جولا بهش نخ داد. نخ رو داد به خیاط ،‌ خیاط پَرِش رو دوخت.
  • کلاغه رفت سر دیوار حاجی معصوم، گفت :‌« دلت بسوزه پَرَمو دوخت.»
  • حاجی معصوم سنگ رو برداشت بزنه به کلاغه، کلاغه پرید و رفت.
  • هر مرادی به کلاغه رسید، به همه دوستان برسد.

 

 

معنی برخی لغات:

جُولا : نساج، بافنده

غَربال : = گربال، وسیله ای مشبک یا  سوراخ سوراخ برای جدا کردن اجزای ریز و ‌درشت حبوبات، آرد، گندم و امثال آن؛ نوعی الک با سوراخ‌های درشت ‌تر

کُولی: مردم‌ چادرنشینی که در مسیر خود به کارهایی از قبیل خوانندگی، نوازندگی، فال‌بینی و فروش سبد می‌پردازند.

خَرمَن : محصول گندم یا جو یا برنج و دیگر غلات که روی هم انباشته باشند، توده غله که هنوز آن را نکوفته و جدا نکرده باشند.

 

 

برگرفته از:

سیری کوتاه در جغرافیای تاریخی تفرش و آشتیان،  مرتضی سیفی فمی تفرشی

www.vajehyab.com

www.ichodoc.ir

 

اشتراک این خبر در :