واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۱۵

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۱۵

امتیاز دادن

baby-stock-today-150526-04_7ae06a79c925b4e8706ef6bc2e5d4ca1.today-inline-large


  • سِگِرمِه / سه گِرمِه / سه گره.

چین یا چین هایی که بر اثر فشار به ابروها بر سطح پیشانی یا میان ابروها پدید آید.

« بد و بیراه هایی که ننه منیژه به ننه جون شله گفته بود، اوقات همه را تلخ کرده بود و لازم بود یکی حرف های شیرین بزند تا سِگِرمه ها باز بشود.» (سرگذشت کندوها، ۷۴)

 

مترادف:

  • اَخم.

درهم کشیدگی ابروها و گرفتگی چهره که حاکی از کج خلقی یا خشم است.

 

  • سگرمه ی خود را در هم (یا: توی هم) کشیدن.

گره بر ابرو افکندن

« چشمش که به مادرم افتاد، سگرمه اش را تو هم کشید.» (پابرهنه ها، ۲۷)

« رگ های گردنش از شدت خشم، بلند شده بود، سه گرهش [را] در هم کشیده بود و برق ناخوشی در ته چشمش دیده می شد.» (علویه خانم، ۳۷-۳۸)

 

  • سگرمه های کسی در هم (یا: توی هم) رفتن.

خشمگین یا غمگین بودن و چهره در هم کشیدن

« رئیس اداره، اوقاتش تلخ است و اغلب کارهای او را بررسی می کند و بدون اینکه عیب و ایرادی در آن ها پیدا کند، سگرمه هایش تو هم می رود و غُر می زند.» (دوالپا، ۵۹)

 

مترادف:

  • اخم کردن، اخم های خود را در هم کشیدن.

ابرو درهم کشیدن

«لحظه ای اخم کرد، ولی خیلی زود قیافه بشّاش خود را بازیافت.» (دایی جان، ۱۷۳)

« زنش وقتی دید او چیزی با خودش نیاورده، اخم هایش را تو هم کرد، پرسید: مگر امروز کار نکردی؟ چرا دست خالی پیش زن و بچه آمده ای؟» (افسانه ها، ۵۵)

o-ANGRY-CHILD-facebook


برگرفته از:

کتاب فرهنگ فارسی عامیانه، ابوالحسن نجفی.

نظر دهید !!!

نظر شما برای “واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۱۵”



قالب وردپرس  php shell indir sakarya escort sakarya escort sakarya escort sakarya escort izmir escort sakarya escort webmaster forum takipçi alma sitesihttps://easyesthetic.com/findikzade escort anadolu yakası escort beylikdüzü escort fındıkzade escort atakoy escort şişli escort şirinevler escort istanbul escort halkalı escort beylikdüzü escort şişli escort şirinevler escort أفضل وسيط لتداول الفوركس والأسهم عبر الانترنتsikisrestbetrestbetpaykasa