قالب وردپرس خرید قالب وردپرس فروشگاه قالب وردپرس قالب خبری وردپرس
rss
فروشگاه لوازم خانگی بلر
منو

کشاورزی تفرش :

آرشیو "واژه ها و اصطلاحات تفرشیا"

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۴۴

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۴۴

کُشتیار .   کُشتیار کسی شدن. اصرار یا کوشش را در مورد کسی به نهایت رساندن ( و معمولاً به نتیجه نرسیدن)، به کسی اصرار پیاپی (و غالباً بیهوده) کردن: «شوهرم...

ادامه مطلب ...

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۴۳

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۴۳

گِلاندَن. غلتانیدن، غلتاندن.   گِلاندَن / گِلانیدَن / گِلیدَن، از واژگان قدیمی منطقه تفرش است که به گویش بوربشه می باشد. این واژه در تفرش و گَرَکان...

ادامه مطلب ...

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۴۲

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۴۲

خُنیکا / خونیکا / خُنَکا. هنگامی که هوا خنک باشد (کنایه از نزدیکی های بامداد)   صبحِ خُنَکا / صبحِ خونیکا / خُنَکای صبح. صبح بسیار زود: «فردا ... صبح خُنَکا...

ادامه مطلب ...

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۴۱

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۴۱

لیت . لیت شدن. آب افتادن و تقریبا متلاشی شدن یا فاسد شدن (میوه): « این هندوانه لیت شده، دیگر خوردن ندارد.» (شبگرد، صفحه ۱۰۴).   لیته . (ترشی) لیته. نوعی...

ادامه مطلب ...

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۴۰

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۴۰

جوان مَرگ شده / جانَمَّرگ شده / جونَمَّرگ شده. نوعی نفرین در حقّ کودک و نوجوان: این جونَمَّرگ شده ها را ببین، چه بلایی گرفتار شده ام!» (علویه خانم،...

ادامه مطلب ...

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۹

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۹

زابِرا / زابه راه / زاوِرا. که مجبور به ترک جایگاه خود یا خانه و زندگی خود شده باشد؛ سرگردان، آواره: « ...دستش به روی او بلند شد و دیگر کتک کاری با او جزو...

ادامه مطلب ...

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۸

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۸

«زُل»   زُل. در گویش تفرش، «زُل» به چند معنی و مفهوم به کار می رود. یک مفهوم آن مربوط به نحوه نگاه کردن است به معنای «خیره»، «خیره نگاه کردن». در مفهومی...

ادامه مطلب ...

واژه ها و اصلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۷

واژه ها و اصلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۷

جُل. جُلْ قاب / جُلِ قابشور. تکه پارچه که با آن ظروف و وسایل آشپزخانه را پاک کنند و غالباً بسیار کثیف باشد : «مردکی با موهای وِزکرده و سر و وضعی اِسقاط از درِ‌...

ادامه مطلب ...

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۶

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۶

جینجینَک. در گویش منطقه تفرش، به مقداری کم از هرچیزی، «جینجینک» گویند. جینجینک، معیار و حدی برای مقادیر بسیار کم است. به عنوان مثال می گویند: یه جینجینک...

ادامه مطلب ...

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۵

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۵

گَل و گُشاد / گَلِ گُشاد.   از اصطلاح گَل و گُشاد، سه معنا برداشت می شود که معنای اول مطرح شده در این بخش؛ در گویش تفرش و بین اهالی منطقه تفرش، بیشتر مورد نظر و...

ادامه مطلب ...

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۴

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۴

گُلِه. شکل کوچک دایره مانند بر سطح جایی؛ لکّه : «مهتاب از لای شاخه های درهم پیچیده درخت ها، گُله های کوچک روی زمین انداخته بود.» (سایه روشن،...

ادامه مطلب ...

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۳

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۳

شَلَنگ /شِلَنگ. شلنگ در گویش تفرش، به معنای گام بلند و فراخ است :   «خواستم بروم پی کارم که با دو تا شلنگ، خودش را رساند و پسِ گردنم را گرفت.» (پنج...

ادامه مطلب ...

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۲

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۲

بد پیله. سِمِج، لجوج، یکدنده، که با اصرارهای پیاپی خود، شنونده را به ستوه می آورد : « باز می پرسید و باز می گفتم: نه، عجب بدپیله بود، عینهو کَنه ! مگر ولم می...

ادامه مطلب ...

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۱

واژه ها و اصطلاحات متداول در گویش تفرش، شماره ۳۱

  نَنه من غَریبم.  ترکیب اسمی که وضع و رفتار کسی را نشان می دهد که، با صدای بلند، آه و ناله کند و خود را مظلوم و بی پناه جلوه دهد.   «ما از این حقّه...

ادامه مطلب ...

  • صفحه ی 1 از 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • <
Top